انگلیسیبه فارسیadverb — قید
suddenly
بناگاه به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- بناگاه
- ناگهان
- یکباره
معنی و کاربرد
بناگاه
adverb — قیدEnglish meaningQuickly and unexpectedly.
بهطور ناگهانی
Suddenly the lights went out.
بناگاه چراغها خاموش شد.
He suddenly stopped.
او بناگاه ایستاد.
هممعنیها (انگلیسی)
- abruptly
- unexpectedly