پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadverb — قید

suddenly

بناگاه به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • بناگاه
  • ناگهان
  • یک‌باره

معنی و کاربرد

  1. بناگاه

    adverb — قید
    English meaning

    Quickly and unexpectedly.

    به‌طور ناگهانی

    • Suddenly the lights went out.

      بناگاه چراغ‌ها خاموش شد.

    • He suddenly stopped.

      او بناگاه ایستاد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • abruptly
  • unexpectedly