انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
suffering
رنج به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- رنج
- درد
- زحمت
معنی و کاربرد
رنج
noun — اسمEnglish meaningThe state of undergoing pain, distress, or hardship.
تحمل درد و سختی
His suffering finally ended.
رنج او سرانجام پایان یافت.
War brings great suffering to people.
جنگ رنج زیادی برای مردم به همراه دارد.
هممعنیها (انگلیسی)
- pain
- distress
- anguish
متضادها (انگلیسی)
- comfort
- relief
ترکیبهای رایج
- cause suffering
- human suffering