پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

suffering

دردمند به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • دردمند
  • رنجور
  • دردکشیده

معنی و کاربرد

  1. دردمند

    adjective — صفت
    English meaning

    Experiencing pain, distress, or hardship; afflicted with suffering.

    کسی که درد و رنج می‌کشد

    • The suffering patient asked for help.

      بیمار دردمند درخواست کمک کرد.

    • She comforted the suffering people.

      او مردم دردمند را دلداری داد.

    • He wrote about the suffering poor.

      او دربارهٔ تنگدستان دردمند نوشت.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • afflicted
  • pained
  • anguished

متضادها (انگلیسی)

  • comfortable
  • relieved

ترکیب‌های رایج

  • suffering patient
  • long-suffering

یادداشت کاربرد

دردمند صفتی است برای کسی که گرفتار درد و رنج جسمی یا روحی است.

دردمند به انگلیسی - ineng.ir