پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

sufficiency

کفایت به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • کفایت
  • بسندگی
  • لیاقت

معنی و کاربرد

  1. کفایت

    noun — اسم
    English meaning

    The condition of being enough; adequacy.

    بسنده بودن

    • The sufficiency of the supply was confirmed.

      کفایت موجودی تأیید شد.

    • He has sufficiency of knowledge for the job.

      او کفایت دانش لازم برای این کار را دارد.

  2. لیاقت

    noun — اسم
    English meaning

    The quality of being competent or capable.

    شایستگی

    • She proved her sufficiency as a manager.

      او کفایت خود را به عنوان مدیر ثابت کرد.

    • No one doubted his sufficiency for the task.

      هیچ‌کس در کفایت او برای این کار شک نکرد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • adequacy
  • competence

متضادها (انگلیسی)

  • insufficiency

ترکیب‌های رایج

  • sufficiency of evidence

واژه‌های مرتبط