پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

sufficient

بسنده به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • بسنده
  • کافی
  • بس

معنی و کاربرد

  1. بسنده

    adjective — صفت
    English meaning

    Enough for a particular purpose; adequate.

    به اندازهٔ لازم

    • The food was sufficient for everyone.

      غذا برای همه بسنده بود.

    • We have sufficient time to finish.

      زمان کافی برای تمام کردن داریم.

    • His income is sufficient for their needs.

      درآمد او برای نیازهایشان بسنده است.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • adequate
  • enough
  • ample

متضادها (انگلیسی)

  • insufficient
  • inadequate

ترکیب‌های رایج

  • sufficient reason
  • sufficient evidence

یادداشت کاربرد

بسنده یعنی به اندازهٔ کافی و مورد نیاز.

واژه‌های مرتبط