انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
sufficient
بسنده به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- بسنده
- کافی
- بس
معنی و کاربرد
بسنده
adjective — صفتEnglish meaningEnough for a particular purpose; adequate.
به اندازهٔ لازم
The food was sufficient for everyone.
غذا برای همه بسنده بود.
We have sufficient time to finish.
زمان کافی برای تمام کردن داریم.
His income is sufficient for their needs.
درآمد او برای نیازهایشان بسنده است.
هممعنیها (انگلیسی)
- adequate
- enough
- ample
متضادها (انگلیسی)
- insufficient
- inadequate
ترکیبهای رایج
- sufficient reason
- sufficient evidence
یادداشت کاربرد
بسنده یعنی به اندازهٔ کافی و مورد نیاز.