انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
suitor
خواستگار به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- خواستگار
معنی و کاربرد
خواستگار
noun — اسمEnglish meaningA man who asks for a woman's hand in marriage.
کسی که برای ازدواج پیشنهاد میدهد
Several suitors came to ask for her hand.
چند خواستگار برای خواستن دست او آمدند.
The suitor met her family.
خواستگار با خانوادهٔ او دیدار کرد.
شکلهای واژه
- plural
- suitors
هممعنیها (انگلیسی)
- wooer