پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

sunken

فرورفته به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • فرورفته
  • گودافتاده
  • تو‌رفته

معنی و کاربرد

  1. فرورفته

    adjective — صفت
    English meaning

    Having sunk below the surrounding surface; hollow or depressed.

    چشم یا گونه فرورفته

    • His cheeks looked sunken from illness.

      گونه‌هایش از بیماری فرورفته به نظر می‌رسید.

    • They found a sunken ship.

      آن‌ها یک کشتی فرورفته یافتند.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • hollow
  • depressed
  • submerged

متضادها (انگلیسی)

  • raised
  • bulging

ترکیب‌های رایج

  • sunken eyes
  • sunken cheeks
  • sunken ship

واژه‌های مرتبط