انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
sunken
فرورفته به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- فرورفته
- گودافتاده
- تورفته
معنی و کاربرد
فرورفته
adjective — صفتEnglish meaningHaving sunk below the surrounding surface; hollow or depressed.
چشم یا گونه فرورفته
His cheeks looked sunken from illness.
گونههایش از بیماری فرورفته به نظر میرسید.
They found a sunken ship.
آنها یک کشتی فرورفته یافتند.
هممعنیها (انگلیسی)
- hollow
- depressed
- submerged
متضادها (انگلیسی)
- raised
- bulging
ترکیبهای رایج
- sunken eyes
- sunken cheeks
- sunken ship