پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

supervision

نظارت به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • نظارت
  • سرپرستی
  • مراقبت

معنی و کاربرد

  1. نظارت

    noun — اسم
    English meaning

    The action of overseeing or managing a person or activity.

    زیر نظر گرفتن کار

    • The children worked under supervision.

      کودکان زیر نظارت کار می کردند.

    • He is responsible for the supervision of staff.

      او مسئول نظارت بر کارکنان است.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • oversight
  • management
  • control

متضادها (انگلیسی)

  • neglect

ترکیب‌های رایج

  • under supervision

واژه‌های مرتبط

  • supervise