انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
support
پشتیبانی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- پشتیبانی
- حمایت
معنی و کاربرد
پشتیبانی
noun — اسمEnglish meaningAssistance and encouragement given to someone.
کمک و حمایت از کسی
Thank you for your support.
از پشتیبانی شما سپاسگزارم.
The project needs financial support.
پروژه به پشتیبانی مالی نیاز دارد.
پشتیبانی
noun — اسمEnglish meaningThe provision of help or backup for a system.
ارائه کمک فنی به یک سامانه
The software offers technical support.
این نرمافزار پشتیبانی فنی ارائه میدهد.
The site has 24-hour support.
سایت پشتیبانی شبانهروزی دارد.
هممعنیها (انگلیسی)
- backing
- assistance
متضادها (انگلیسی)
- opposition