پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

support

پشتیبانی به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • پشتیبانی
  • حمایت

معنی و کاربرد

  1. پشتیبانی

    noun — اسم
    English meaning

    Assistance and encouragement given to someone.

    کمک و حمایت از کسی

    • Thank you for your support.

      از پشتیبانی شما سپاسگزارم.

    • The project needs financial support.

      پروژه به پشتیبانی مالی نیاز دارد.

  2. پشتیبانی

    noun — اسم
    English meaning

    The provision of help or backup for a system.

    ارائه کمک فنی به یک سامانه

    • The software offers technical support.

      این نرم‌افزار پشتیبانی فنی ارائه می‌دهد.

    • The site has 24-hour support.

      سایت پشتیبانی شبانه‌روزی دارد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • backing
  • assistance

متضادها (انگلیسی)

  • opposition

واژه‌های مرتبط