انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
survival
بقا به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- بقا
- ماندگاری
- زندهماندن
معنی و کاربرد
بقا
noun — اسمEnglish meaningThe state of continuing to live or exist, especially in difficult conditions.
زنده ماندن و ادامه یافتن
The survival of the species is at risk.
بقای این گونه در خطر است.
Water is essential for survival.
آب برای بقا ضروری است.
They fought for their survival.
آنها برای بقای خود جنگیدند.
هممعنیها (انگلیسی)
- existence
- endurance
- continuance
متضادها (انگلیسی)
- extinction
- death
ترکیبهای رایج
- survival of the fittest
- fight for survival
یادداشت کاربرد
بقا یعنی ادامهٔ زندگی و هستی.
واژههای مرتبط
- survive