پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

suspension

تعلیق به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • تعلیق
  • معلق‌سازی
  • بازداشت موقت

معنی و کاربرد

  1. تعلیق

    noun — اسم
    English meaning

    The act of temporarily stopping or removing something, such as a rule or a person from duty.

    قوانین و اداری

    • The suspension of the game lasted an hour.

      تعلیق بازی یک ساعت طول کشید.

    • He received a two-week suspension from work.

      او دو هفته تعلیق از کار گرفت.

  2. آویزبودن

    noun — اسم
    English meaning

    The state of being hung or floating from a support.

    فیزیک و مکانیک

    • The bridge uses a suspension design.

      این پل از طراحی تعلیق (معلق) بهره می‌برد.

    • The lamp hangs by a chain in suspension.

      چراغ با زنجیر به حالت تعلیق آویزان است.

شکل‌های واژه

plural
suspensions

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • interruption
  • deferral
  • hanging

متضادها (انگلیسی)

  • continuation
  • resumption

ترکیب‌های رایج

  • suspension bridge
  • temporary suspension

یادداشت کاربرد

تعلیق هم قطع موقت و هم آویزان‌بودن را می‌رساند.

واژه‌های مرتبط

  • suspend