پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

suspicious

مشکوک به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • مشکوک
  • مظنون
  • مورد شک

معنی و کاربرد

  1. مشکوک

    adjective — صفت
    English meaning

    Causing or deserving suspicion; questionable.

    مورد تردید

    • His behavior was suspicious.

      رفتار او مشکوک بود.

    • The police questioned a suspicious man.

      پلیس مردی مشکوک را بازجویی کرد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • dubious
  • questionable

متضادها (انگلیسی)

  • trustworthy

واژه‌های مرتبط

  • شک