انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
sustenance
روزی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- روزی
- معاش
- خوراک
معنی و کاربرد
روزی
noun — اسمEnglish meaningFood and drink regarded as a source of strength; means of living.
وسیله گذران زندگی
He worked hard to earn his sustenance.
او سخت کار کرد تا روزی خود را به دست آورد.
God provides sustenance for all creatures.
خدا روزی همه آفریدگان را میدهد.
هممعنیها (انگلیسی)
- livelihood
- subsistence
- bread
یادداشت کاربرد
روزی هم به معنای روزگار و یک روز نیز به کار میرود.