انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
sweet
شیرین به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- شیرین
- خوشمزه
- دلپذیر
معنی و کاربرد
شیرین
adjective — صفتEnglish meaningHaving a pleasant taste like sugar; sweet.
طعم شیرین
This tea is very sweet.
این چای خیلی شیرین است.
She has a sweet smile.
او لبخندی شیرین دارد.
شکلهای واژه
- comparative
- شیرینتر
هممعنیها (انگلیسی)
- sugary
- pleasant
متضادها (انگلیسی)
- bitter
- sour
ترکیبهای رایج
- چای شیرین
- لبخند شیرین