انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
swoon
غشی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- غشی
- غش
- بیهوشی
- حالت
معنی و کاربرد
غشی
noun — اسمEnglish meaninga sudden loss of consciousness; a faint
She fell into a faint.
او به غشی افتاد.
He nearly swooned from the heat.
او از گرما نزدیک بود غشی کند.
هممعنیها (انگلیسی)
- faint
- blackout
- syncope
متضادها (انگلیسی)
- consciousness
ترکیبهای رایج
- fall into a faint
واژههای مرتبط
- غش
- بیهوشی