پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

tainted

مشوب به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • مشوب
  • آلوده

معنی و کاربرد

  1. مشوب

    adjective — صفت
    English meaning

    Contaminated or mixed with something undesirable.

    آمیخته با ناخالصی

    • The water was tainted.

      آب مشوب بود.

    • His joy was tainted with sorrow.

      شادی او با اندوه مشوب بود.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • contaminated
  • mixed

متضادها (انگلیسی)

  • pure

ترکیب‌های رایج

  • tainted with

واژه‌های مرتبط

  • contaminate