پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

talisman

طلسم به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • طلسم
  • افسون
  • ورد
  • جادو

معنی و کاربرد

  1. طلسم

    noun — اسم
    English meaning

    an object thought to have magic power and bring good luck

    • He wore a talisman around his neck.

      طلسمی بر گردن داشت.

    • The villagers believed the stone was a talisman.

      روستاییان باور داشتند آن سنگ طلسم است.

شکل‌های واژه

plural
talismans

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • charm
  • amulet
  • fetish

ترکیب‌های رایج

  • wear a talisman

واژه‌های مرتبط