پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

tame

رام به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • رام
  • اهلی
  • مطیع

معنی و کاربرد

  1. رام

    adjective — صفت
    English meaning

    Not wild; accustomed to living with humans; docile and obedient.

    جانوری که اهلی و فرمان‌بردار شده است

    • The fox became tame with time.

      روباه به‌مرور رام شد.

    • He rode a tame horse.

      او بر اسبی رام سوار شد.

شکل‌های واژه

verb
tame

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • domesticated
  • docile
  • gentle

متضادها (انگلیسی)

  • wild
  • fierce

ترکیب‌های رایج

  • tame animal
  • tame the wild

یادداشت کاربرد

رام هم صفت جانور اهلی و هم در متون کهن نام پهلوان (رام) است.

واژه‌های مرتبط