پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

tarnished

خدشه‌دار به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • خدشه‌دار
  • لکه‌دار
  • آسیب‌دیده

معنی و کاربرد

  1. خدشه‌دار

    adjective — صفت
    English meaning

    Damaged or harmed, especially in reputation.

    آبرو یا اعتبار آسیب دیده

    • His reputation was tarnished by the scandal.

      آبروی او با آن رسوایی خدشه‌دار شد.

    • The mirror was tarnished and dull.

      آینه خدشه‌دار و کدر بود.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • damaged
  • blemished

متضادها (انگلیسی)

  • spotless

ترکیب‌های رایج

  • tarnished reputation

واژه‌های مرتبط