پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

tasteless

بی‌طعم به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • بی‌طعم
  • بی‌مزه

معنی و کاربرد

  1. بی‌طعم

    adjective — صفت
    English meaning

    Lacking flavor; insipid.

    غذایی که مزه ندارد

    • The soup was completely tasteless.

      سوپ کاملا بی‌طعم بود.

    • The medicine left a tasteless residue.

      دارو باقیمانده‌ای بی‌طعم به جا گذاشت.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • flavorless
  • insipid
  • bland

متضادها (انگلیسی)

  • tasty
  • flavorful

واژه‌های مرتبط