انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
tax
مالیاتی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- مالیاتی
معنی و کاربرد
مالیاتی
adjective — صفتEnglish meaningRelating to taxes or taxation.
امور مربوط به مالیات
The tax office sent a notice.
ادارهٔ مالیاتی اخطاریه فرستاد.
Tax regulations changed this year.
مقررات مالیاتی امسال تغییر کرد.
هممعنیها (انگلیسی)
- fiscal
- tax-related
ترکیبهای رایج
- tax system
- tax return
- tax evasion
واژههای مرتبط
- taxation