انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
technique
فن به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- فن
- هنر
- تکنیک
معنی و کاربرد
فن
noun — اسمEnglish meaningA skillful or efficient way of doing or achieving something; an art or skill.
روش ماهرانه انجام کار
He mastered the technique of painting.
او فن نقاشی را آموخت.
This technique saves time.
این فن زمان را صرفهجویی میکند.
شکلهای واژه
- plural
- techniques
هممعنیها (انگلیسی)
- method
- skill
- craft
ترکیبهای رایج
- new technique
یادداشت کاربرد
فن هم به معنای مهارت و هنر و هم به فناوری امروزی گفته میشود.