پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

temporary

موقت به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • موقت
  • گذرا
  • ناپایدار

معنی و کاربرد

  1. موقت

    adjective — صفت
    English meaning

    Lasting for only a limited time; not permanent.

    زمان محدود و ناپایداری

    • He took a temporary job for the summer.

      او برای تابستان کاری موقت گرفت.

    • This is only a temporary solution.

      این فقط راه‌حلی موقت است.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • provisional
  • interim
  • transient

متضادها (انگلیسی)

  • permanent
  • lasting

ترکیب‌های رایج

  • temporary work
  • temporary measure

یادداشت کاربرد

موقت در برابر دائمی به کار می‌رود.

واژه‌های مرتبط