انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
tenure
تصدی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- تصدی
- دارندگی
- عهدهداری
معنی و کاربرد
تصدی
noun — اسمEnglish meaningThe holding of an office or position.
عهدهداری منصب
During his tenure as mayor, the city grew.
در دوران تصدی او به عنوان شهردار، شهر رشد کرد.
Her tenure lasted five years.
تصدی او پنج سال به طول انجامید.
هممعنیها (انگلیسی)
- incumbency
- term
ترکیبهای رایج
- during one's tenure
- tenure track
یادداشت کاربرد
تصدی به معنی عهدهدار بودن یک منصب یا سمت است.