پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

theory

نظریه به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • نظریه
  • تئوری
  • فرضیه

معنی و کاربرد

  1. نظریه

    noun — اسم
    English meaning

    A system of ideas intended to explain something, based on general principles.

    تبیین علمی

    • Darwin's theory changed biology.

      نظریهٔ داروین زیست‌شناسی را دگرگون کرد.

    • The theory was tested by experiments.

      نظریه با آزمایش‌ها آزموده شد.

    • In theory, the plan should work.

      در نظر، این طرح باید کار کند.

شکل‌های واژه

plural
theories

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • hypothesis
  • thesis
  • conjecture

ترکیب‌های رایج

  • in theory
  • theory of relativity

واژه‌های مرتبط