انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
thick
ضخیم به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- ضخیم
- کلفت
- ستبر
معنی و کاربرد
ضخیم
adjective — صفتEnglish meaningHaving a large width or depth between opposite surfaces; not thin.
جسم دارای ضخامت
He was wearing a thick coat.
او کتی ضخیم پوشیده بود.
The wall is one meter thick.
دیوار یک متر ضخامت دارد.
This book is quite thick.
این کتاب کاملا ضخیم است.
شکلهای واژه
- comparative
- thicker
- superlative
- thickest
هممعنیها (انگلیسی)
- thick
- heavy
- bulky
متضادها (انگلیسی)
- thin
- slim
ترکیبهای رایج
- thick wall
- thick coat
- thick book
یادداشت کاربرد
ضخیم بیشتر برای اجسام و لایهها و غلیظ بیشتر برای مایعات به کار میرود.