انگلیسیبه فارسیverb — فعل
think
اندیشیدن به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- اندیشیدن
- فکر کردن
- تفکر کردن
معنی و کاربرد
اندیشیدن
verb — فعلEnglish meaningTo use the mind to consider ideas, form opinions, or make judgments.
به کار بردن ذهن برای فکر و تعقل
He sat and thought for a while.
او نشست و مدتی اندیشید.
Think carefully before you answer.
پیش از پاسخ دادن خوب بیندیش.
She was thinking about the future.
او درباره آینده می اندیشید.
شکلهای واژه
- present stem
- اندیش
- past stem
- اندیشید
هممعنیها (انگلیسی)
- ponder
- reflect
- consider
متضادها (انگلیسی)
- ignore
- forget
ترکیبهای رایج
- think deeply
- think about
- think twice
یادداشت کاربرد
اندیشیدن رسمی تر از فکر کردن است.
واژههای مرتبط
- thought
- reflect