پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیverb — فعل

think

اندیشیدن به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • اندیشیدن
  • فکر کردن
  • تفکر کردن

معنی و کاربرد

  1. اندیشیدن

    verb — فعل
    English meaning

    To use the mind to consider ideas, form opinions, or make judgments.

    به کار بردن ذهن برای فکر و تعقل

    • He sat and thought for a while.

      او نشست و مدتی اندیشید.

    • Think carefully before you answer.

      پیش از پاسخ دادن خوب بیندیش.

    • She was thinking about the future.

      او درباره آینده می اندیشید.

شکل‌های واژه

present stem
اندیش
past stem
اندیشید

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • ponder
  • reflect
  • consider

متضادها (انگلیسی)

  • ignore
  • forget

ترکیب‌های رایج

  • think deeply
  • think about
  • think twice

یادداشت کاربرد

اندیشیدن رسمی تر از فکر کردن است.

واژه‌های مرتبط