انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
thirsty
عطشان به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- عطشان
- تشنه
معنی و کاربرد
عطشان
adjective — صفتEnglish meaningFeeling a need to drink.
کسی که تشنه است
The children were hot and thirsty.
کودکان گرم و تشنه بودند.
I am thirsty; let's have some water.
تشنهام؛ بیا کمی آب بخوریم.
شکلهای واژه
- noun
- thirst
هممعنیها (انگلیسی)
- parched
- dry
متضادها (انگلیسی)
- quenched
ترکیبهای رایج
- thirsty for knowledge