پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

thriving

پررونق به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • پررونق
  • پرسود
  • شکوفا

معنی و کاربرد

  1. پررونق

    adjective — صفت
    English meaning

    Prosperous and growing; flourishing.

    کسب‌وکار یا بازاری که رونق دارد

    • They run a thriving business.

      آنها کسب‌وکاری پررونق اداره می‌کنند.

    • The city has a thriving art scene.

      این شهر صحنهٔ هنری پررونقی دارد.

    • The market was thriving after the reform.

      بازار پس از اصلاحات پررونق شد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • flourishing
  • booming
  • prosperous

متضادها (انگلیسی)

  • declining
  • stagnant

ترکیب‌های رایج

  • a thriving economy
  • thriving business

واژه‌های مرتبط