انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
thriving
پررونق به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- پررونق
- پرسود
- شکوفا
معنی و کاربرد
پررونق
adjective — صفتEnglish meaningProsperous and growing; flourishing.
کسبوکار یا بازاری که رونق دارد
They run a thriving business.
آنها کسبوکاری پررونق اداره میکنند.
The city has a thriving art scene.
این شهر صحنهٔ هنری پررونقی دارد.
The market was thriving after the reform.
بازار پس از اصلاحات پررونق شد.
هممعنیها (انگلیسی)
- flourishing
- booming
- prosperous
متضادها (انگلیسی)
- declining
- stagnant
ترکیبهای رایج
- a thriving economy
- thriving business