پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیverb — فعل

throw

انداختن به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • انداختن
  • پرتاب کردن

معنی و کاربرد

  1. انداختن

    verb — فعل
    English meaning

    To propel something through the air with force from the hand.

    پرتاب کردن چیزی

    • He threw the ball to me.

      او توپ را به سوی من انداخت.

    • Don't throw stones.

      سنگ پرتاب نکن.

شکل‌های واژه

past tense
threw
past participle
thrown
present participle
throwing

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • toss
  • hurl
  • fling

متضادها (انگلیسی)

  • catch

ترکیب‌های رایج

  • throw away
  • throw a party
  • throw up

یادداشت کاربرد

انداختن هم به معنای پرتاب کردن و هم به معنای قرار دادن (انداختن لباس) است.

واژه‌های مرتبط