پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیverb — فعل

throw

افکندن به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • افکندن
  • انداختن
  • پرتاب کردن

معنی و کاربرد

  1. افکندن

    verb — فعل
    English meaning

    To send something through the air with force.

    به هوا پرتاب کردن با نیرو

    • He threw the ball to me.

      او توپ را به سمت من انداخت.

    • She threw the keys on the bed.

      او کلیدها را روی تخت انداخت.

  2. سرنگون کردن

    verb — فعل
    English meaning

    To force someone to fall; to cast down.

    به زمین انداختن

    • The wrestler threw his opponent.

      کشتی‌گیر حریفش را به زمین انداخت.

    • The storm threw down the trees.

      طوفان درختان را سرنگون کرد.

شکل‌های واژه

past tense
threw
past participle
thrown

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • cast
  • fling
  • hurl

متضادها (انگلیسی)

  • catch

ترکیب‌های رایج

  • throw away
  • throw out
  • throw a party

یادداشت کاربرد

افکندن صورتی رسمی و ادبی از انداختن است.

واژه‌های مرتبط