انگلیسیبه فارسیverb — فعل
throw
افکندن به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- افکندن
- انداختن
- پرتاب کردن
معنی و کاربرد
افکندن
verb — فعلEnglish meaningTo send something through the air with force.
به هوا پرتاب کردن با نیرو
He threw the ball to me.
او توپ را به سمت من انداخت.
She threw the keys on the bed.
او کلیدها را روی تخت انداخت.
سرنگون کردن
verb — فعلEnglish meaningTo force someone to fall; to cast down.
به زمین انداختن
The wrestler threw his opponent.
کشتیگیر حریفش را به زمین انداخت.
The storm threw down the trees.
طوفان درختان را سرنگون کرد.
شکلهای واژه
- past tense
- threw
- past participle
- thrown
هممعنیها (انگلیسی)
- cast
- fling
- hurl
متضادها (انگلیسی)
- catch
ترکیبهای رایج
- throw away
- throw out
- throw a party
یادداشت کاربرد
افکندن صورتی رسمی و ادبی از انداختن است.
واژههای مرتبط
- cast
- fling