پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

tightness

تنگی به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • تنگی
  • تنگنای
  • فشردگی

معنی و کاربرد

  1. تنگی

    noun — اسم
    English meaning

    The state of being narrow, tight, or limited in supply.

    تنگ بودن یا کمبود

    • He felt a tightness in his chest.

      او تنگی در سینه‌اش حس کرد.

    • The tightness of the shoes hurt her.

      تنگی کفش او را آزار می‌داد.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • narrowness
  • constriction
  • shortage

متضادها (انگلیسی)

  • looseness
  • abundance

ترکیب‌های رایج

  • tightness in the chest
  • tightness of space

یادداشت کاربرد

تنگی هم به معنی تنگ بودن مکان و هم کمبود چیزی است.

واژه‌های مرتبط