انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
tightness
تنگی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- تنگی
- تنگنای
- فشردگی
معنی و کاربرد
تنگی
noun — اسمEnglish meaningThe state of being narrow, tight, or limited in supply.
تنگ بودن یا کمبود
He felt a tightness in his chest.
او تنگی در سینهاش حس کرد.
The tightness of the shoes hurt her.
تنگی کفش او را آزار میداد.
هممعنیها (انگلیسی)
- narrowness
- constriction
- shortage
متضادها (انگلیسی)
- looseness
- abundance
ترکیبهای رایج
- tightness in the chest
- tightness of space
یادداشت کاربرد
تنگی هم به معنی تنگ بودن مکان و هم کمبود چیزی است.