انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
timely
بهنگام به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- بهنگام
- بهموقع
معنی و کاربرد
بهنگام
adjective — صفتEnglish meaningHappening at a suitable or appropriate time.
در زمان مناسب
Your timely help saved us.
کمک بهنگام تو ما را نجات داد.
The warning was timely.
آن هشدار بهنگام بود.
هممعنیها (انگلیسی)
- punctual
- opportune
متضادها (انگلیسی)
- untimely
واژههای مرتبط
- prompt