پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

timely

بهنگام به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • بهنگام
  • بهموقع

معنی و کاربرد

  1. بهنگام

    adjective — صفت
    English meaning

    Happening at a suitable or appropriate time.

    در زمان مناسب

    • Your timely help saved us.

      کمک بهنگام تو ما را نجات داد.

    • The warning was timely.

      آن هشدار بهنگام بود.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • punctual
  • opportune

متضادها (انگلیسی)

  • untimely

واژه‌های مرتبط

  • prompt