پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

toasted

برشته به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • برشته
  • تفت‌داده

معنی و کاربرد

  1. برشته

    adjective — صفت
    English meaning

    Cooked or browned by exposure to heat.

    بو داده و تفت‌داده‌شده

    • She made toasted bread for breakfast.

      او برای صبحانه نان برشته درست کرد.

    • The nuts are toasted until golden.

      مغزها تا طلایی شدن برشته می‌شوند.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • roasted
  • browned

ترکیب‌های رایج

  • toasted bread
  • toasted almond

واژه‌های مرتبط

  • toast