انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
toasted
برشته به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- برشته
- تفتداده
معنی و کاربرد
برشته
adjective — صفتEnglish meaningCooked or browned by exposure to heat.
بو داده و تفتدادهشده
She made toasted bread for breakfast.
او برای صبحانه نان برشته درست کرد.
The nuts are toasted until golden.
مغزها تا طلایی شدن برشته میشوند.
هممعنیها (انگلیسی)
- roasted
- browned
ترکیبهای رایج
- toasted bread
- toasted almond
واژههای مرتبط
- toast