انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
tool
ابزار به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- ابزار
- وسیله
معنی و کاربرد
ابزار
noun — اسمEnglish meaningA device or implement used to carry out a particular function.
وسیلهٔ کار
A hammer is a useful tool.
چکش ابزار مفیدی است.
He keeps his tools in a box.
او ابزارش را در جعبه نگه میدارد.
شکلهای واژه
- plural
- tools
هممعنیها (انگلیسی)
- instrument
- implement
- device
ترکیبهای رایج
- set of tools
- power tool