انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
torn
پاره به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- پاره
- دریده
- پارهشده
معنی و کاربرد
پاره
adjective — صفتEnglish meaningSplit or pulled apart by force; ripped.
در توصیف پارگی
His shirt was torn.
پیراهنش پاره بود.
The page is torn in half.
صفحه از وسط پاره شده است.
هممعنیها (انگلیسی)
- ripped
- split
- ragged
متضادها (انگلیسی)
- intact
- whole
ترکیبهای رایج
- torn apart
- torn clothes
یادداشت کاربرد
پاره به عنوان اسم نیز به معنای تکه و قطعه است.
واژههای مرتبط
- tear
- ripped