پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

touch

لامسه به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • لامسه
  • حس لامسه

معنی و کاربرد

  1. لامسه

    noun — اسم
    English meaning

    The sense by which objects are perceived by contact with the skin.

    حس پنج‌گانه

    • Her sense of touch was very sharp.

      حس لامسهٔ او بسیار تیز بود.

    • The skin is the organ of touch.

      پوست اندام حس لامسه است.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • tactile sense
  • feeling

واژه‌های مرتبط

  • sensation