انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
tourism
جهانگردی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- جهانگردی
- گردشگری
معنی و کاربرد
جهانگردی
noun — اسمEnglish meaningThe commercial organization and operation of vacations and visits to places of interest.
صنعت سفر و بازدید از جاذبهها
Tourism supports the local economy.
جهانگردی از اقتصاد محلی پشتیبانی میکند.
The region relies on tourism.
این منطقه به گردشگری وابسته است.
هممعنیها (انگلیسی)
- travel
- sightseeing
ترکیبهای رایج
- mass tourism
- tourism industry