انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
travel
سفری به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- سفری
- وابسته به سفر
- همراه سفر
معنی و کاربرد
سفری
adjective — صفتEnglish meaningRelating to a journey, or designed for use while travelling.
مربوط به سفر یا مناسب سفر
She bought a travel bag.
او یک کیف سفری خرید.
This is my travel diary.
این دفتر خاطرات سفری من است.
هممعنیها (انگلیسی)
- journey-related
- portable
متضادها (انگلیسی)
- stationary
ترکیبهای رایج
- travel bag
- travel documents