پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

travel

سفری به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • سفری
  • وابسته به سفر
  • همراه سفر

معنی و کاربرد

  1. سفری

    adjective — صفت
    English meaning

    Relating to a journey, or designed for use while travelling.

    مربوط به سفر یا مناسب سفر

    • She bought a travel bag.

      او یک کیف سفری خرید.

    • This is my travel diary.

      این دفتر خاطرات سفری من است.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • journey-related
  • portable

متضادها (انگلیسی)

  • stationary

ترکیب‌های رایج

  • travel bag
  • travel documents

واژه‌های مرتبط