انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
traveler
مسافر به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- مسافر
- رهگذر
- جهانگرد
معنی و کاربرد
مسافر
noun — اسمEnglish meaningA person who is traveling or who travels from place to place.
سفر و جابهجایی
The tired traveler rested at the inn.
مسافر خسته در مهمانخانه استراحت کرد.
Every traveler needs a valid ticket.
هر مسافر به بلیت معتبر نیاز دارد.
شکلهای واژه
- plural
- travelers
هممعنیها (انگلیسی)
- voyager
- passenger
- wayfarer
متضادها (انگلیسی)
- resident
ترکیبهای رایج
- fellow traveler
- weary traveler
یادداشت کاربرد
مسافر هم به مسافر عمومی و هم به کسی که سفر میکند گفته میشود.