پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیnoun — اسم

traveler

مسافر به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • مسافر
  • رهگذر
  • جهانگرد

معنی و کاربرد

  1. مسافر

    noun — اسم
    English meaning

    A person who is traveling or who travels from place to place.

    سفر و جابه‌جایی

    • The tired traveler rested at the inn.

      مسافر خسته در مهمان‌خانه استراحت کرد.

    • Every traveler needs a valid ticket.

      هر مسافر به بلیت معتبر نیاز دارد.

شکل‌های واژه

plural
travelers

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • voyager
  • passenger
  • wayfarer

متضادها (انگلیسی)

  • resident

ترکیب‌های رایج

  • fellow traveler
  • weary traveler

یادداشت کاربرد

مسافر هم به مسافر عمومی و هم به کسی که سفر می‌کند گفته می‌شود.

واژه‌های مرتبط