انگلیسیبه فارسیverb — فعل
traverse
طی کردن به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- طی کردن
- پیمودن
- گذر کردن
معنی و کاربرد
طی کردن
verb — فعلEnglish meaningTo travel across or through an area.
پیمودن مسیر یا فاصله
They traversed the desert in three days.
آنها بیابان را در سه روز طی کردند.
The hikers traversed the mountain path.
کوهنوردان مسیر کوهستانی را پیمودند.
شکلهای واژه
- past tense
- traversed
هممعنیها (انگلیسی)
- cross
- travel
- cover
متضادها (انگلیسی)
- stay
ترکیبهای رایج
- traverse a distance
- traverse the desert
یادداشت کاربرد
طی همچنین در معنای «در طول» به کار میرود، مانند طی چند سال.