پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیverb — فعل

traverse

پیمودن به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • پیمودن
  • طی کردن
  • گذر کردن

معنی و کاربرد

  1. پیمودن

    verb — فعل
    English meaning

    To travel across or through an area or distance.

    در اشاره به طی کردن مسیر

    • They traversed the desert in three days.

      آن‌ها بیابان را در سه روز پیمودند.

    • He traversed the mountain path on foot.

      او راه کوه را پیاده پیمود.

    • The expedition traversed the frozen plain.

      گروه اکتشافی دشت یخ‌بسته را پیمود.

  2. پیمودن

    verb — فعل
    English meaning

    To go over or examine something carefully.

    در معنای طی کردن مرحله‌ها

    • She has traversed a long path of learning.

      او راه طولانی دانش را پیموده است.

    • The country traversed a difficult period.

      کشور دوره‌ای دشوار را پیمود.

شکل‌های واژه

past tense
traversed
present participle
traversing

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • cross
  • travel
  • span

متضادها (انگلیسی)

  • stop
  • halt

ترکیب‌های رایج

  • traverse the desert
  • traverse a distance

یادداشت کاربرد

پیمودن هم به معنی طی کردن مسیر و هم گذراندن مرحله‌های دشوار است.

واژه‌های مرتبط