انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
trite
پیشپاافتاده به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- پیشپاافتاده
- کلیشهای
- تکراری
معنی و کاربرد
کلیشهای
adjective — صفتEnglish meaningOverused and consequently lacking originality.
تکراری و بیتازگی
The speech was full of trite phrases.
سخنرانی پر از عبارتهای کلیشهای بود.
His trite remarks bored the audience.
سخنان تکراری او حضار را خسته کرد.
هممعنیها (انگلیسی)
- hackneyed
- commonplace
- banal
متضادها (انگلیسی)
- original
- fresh
ترکیبهای رایج
- trite remark
- trite phrase
واژههای مرتبط
- triteness