پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

turbulent

متلاطم به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • متلاطم
  • طوفانی
  • آشفته

معنی و کاربرد

  1. متلاطم

    adjective — صفت
    English meaning

    Characterized by conflict, disorder, or confusion; not stable or calm.

    وضعیت یا آب آشفته و طوفانی

    • The boat rocked on the turbulent sea.

      قایق روی دریای متلاطم تکان می‌خورد.

    • It was a turbulent period in history.

      آن دوران پرآشوبی در تاریخ بود.

    • Their relationship was turbulent.

      رابطهٔ آن‌ها پرتلاطم بود.

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • stormy
  • tempestuous
  • chaotic

متضادها (انگلیسی)

  • calm
  • peaceful

ترکیب‌های رایج

  • turbulent waters
  • turbulent times

واژه‌های مرتبط