انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
twisted
تابیده به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- تابیده
- پیچیده
- رشتهشده
معنی و کاربرد
تابیده
adjective — صفتEnglish meaningFormed by twisting; coiled or wound together.
صفت مفعولی از تافتن
The twisted rope held fast.
ریسمان تابیده محکم ماند.
She wore a twisted bracelet.
او دستبندی تابیده به دست داشت.
هممعنیها (انگلیسی)
- coiled
- wound
- spun
متضادها (انگلیسی)
- straight
- untwisted
ترکیبهای رایج
- twisted thread
- twisted rope