انگلیسیبه فارسیnoun — اسم
unchastity
بیعفتی به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- بیعفتی
- هرزگی
- بیبندوباری
- ناعفتی
معنی و کاربرد
بیعفتی
noun — اسمEnglish meaninglack of sexual morality or chastity
The story warns against unchastity.
داستان از بیعفتی پرهیز میدهد.
They accused her of immorality.
او را به بیعفتی متهم کردند.
هممعنیها (انگلیسی)
- immorality
- promiscuity
- licentiousness
متضادها (انگلیسی)
- chastity
- virtue
- modesty
واژههای مرتبط
- هرزگی
- بیبندوباری