انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
unclear
غیرواضح به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- غیرواضح
- مبهم
- نامشخص
معنی و کاربرد
غیرواضح
adjective — صفتEnglish meaningNot easy to understand or see; ambiguous or uncertain.
مطلبی که روشن نیست
His answer was unclear.
پاسخ او غیرواضح بود.
The instructions remain unclear.
دستورالعملها همچنان غیرواضح است.
هممعنیها (انگلیسی)
- ambiguous
- obscure
- vague
متضادها (انگلیسی)
- clear
- obvious
ترکیبهای رایج
- unclear meaning
- remain unclear