انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
uncommon
نامتداول به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- نامتداول
- غیرمعمول
- کمیاب
معنی و کاربرد
نامتداول
adjective — صفتEnglish meaningNot common; unusual or rare.
چیزی که رواج عام ندارد
This is an uncommon name in our region.
این نامی نامتداول در منطقهٔ ماست.
Such behavior is uncommon among adults.
چنین رفتاری در میان بزرگسالان غیرمعمول است.
It is not uncommon to see snow here in spring.
دیدن برف اینجا در بهار غیرمعمول نیست.
شکلهای واژه
- comparative
- more uncommon
- superlative
- most uncommon
هممعنیها (انگلیسی)
- unusual
- rare
- unfamiliar
متضادها (انگلیسی)
- common
- usual
- ordinary
ترکیبهای رایج
- uncommon occurrence
- not uncommon
یادداشت کاربرد
نامتداول یعنی چیزی که کاربرد و رواج عام ندارد.