پرش به محتوای اصلی
به انگلیسی
انگلیسیبه فارسیadjective — صفت

uncommon

نامتداول به انگلیسی

ترجمه‌های فارسی

  • نامتداول
  • غیرمعمول
  • کم‌یاب

معنی و کاربرد

  1. نامتداول

    adjective — صفت
    English meaning

    Not common; unusual or rare.

    چیزی که رواج عام ندارد

    • This is an uncommon name in our region.

      این نامی نامتداول در منطقهٔ ماست.

    • Such behavior is uncommon among adults.

      چنین رفتاری در میان بزرگسالان غیرمعمول است.

    • It is not uncommon to see snow here in spring.

      دیدن برف اینجا در بهار غیرمعمول نیست.

شکل‌های واژه

comparative
more uncommon
superlative
most uncommon

هم‌معنی‌ها (انگلیسی)

  • unusual
  • rare
  • unfamiliar

متضادها (انگلیسی)

  • common
  • usual
  • ordinary

ترکیب‌های رایج

  • uncommon occurrence
  • not uncommon

یادداشت کاربرد

نامتداول یعنی چیزی که کاربرد و رواج عام ندارد.

واژه‌های مرتبط