انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
uncovered
نامستور به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- نامستور
- بیپوشش
- آشکار
معنی و کاربرد
نامستور
adjective — صفتEnglish meaningNot covered or concealed; exposed.
بدون پوشش، آشکار
The dish was left uncovered.
ظرف نامستور رها شد.
Her head was uncovered.
سر او نامستور بود.
هممعنیها (انگلیسی)
- exposed
- revealed
متضادها (انگلیسی)
- covered
ترکیبهای رایج
- left uncovered