انگلیسیبه فارسیadjective — صفت
uncultured
بیفرهنگ به انگلیسی
ترجمههای فارسی
- بیفرهنگ
- بیتربیت
- خام
معنی و کاربرد
بیفرهنگ
adjective — صفتEnglish meaningLacking good manners, refinement, or education.
توصیف شخص
His uncultured remarks offended her.
سخنان بیفرهنگ او او را آزرد.
They called him uncultured.
آنان او را بیفرهنگ خواندند.
هممعنیها (انگلیسی)
- uncouth
- rude
متضادها (انگلیسی)
- cultured